تبلیغات
نی نی گولو - آئین در نزدیکیهای نه ماهگی
Lilypie 2nd Birthday Ticker

آئین در نزدیکیهای نه ماهگی

سلام سلام

از اونجایی که بعضی از کارهای آئین رو یادم رفته بود بنویسم زودتر اومدم تا بنویسم

آئین به شدت علاقه داره که همه چیز رو بندازه روی سنگها تا صدا بده و دنبالش بره دیگه از اتاق خودش بیرون میاد و به همه جا سرک می کشه و تو اتاق ما میاد و دنبال صدا هم میاد ...

یه علاقه دیگه هم که داره اینه که همه چیزو رد می کنه زیر میز یا زیر تخت یا کمد یا هر جای دیگه ای که زیر داشته باشه بعدشم با اصرار اونقدر سرشو خم می کنه تا بچسبه به زمین بعدشم دستشو دراز می کنه تا اون چیزی رو که رد کرده اون زیر میرها رو درآره ... الان هم من به عنوان نیروی امدادی صدا زده شدم ... آخه دیدم آئین داره ناله می کنه و صدای تلق تولوق اسباب بازیهاش هم نمیاد منم پریدم تو اتاق و دیدم که این فسقلی ما دو تا پاهاش زیر تختش گیر کرده و نمی تونه تکون بخوره ... خیلی خندیدم ولی زودی درآوردمش و یادم رفت ازش عکس بگیرم

راستی آئین یکی دو روزه همش می گه آبببببببببببببببببببببببووو یا ببببببببوووووو ولی نمی دونم منظوری داره یا همینطوری می گه به هر حال من که منظورش رو نمی فهمم ... آئین وولوولک به جای این همه حرکت دادن تن و بدنت یه کم اون زبون فسقلیت رو تکون بده و یه ماما بابا بگو تا ما کیف کنیم ... دلمون آب شد آخه

به من می گن یه مامان با پشتکار می دونین چرا !!؟!؟!؟ چون اونقدر اصرار کردم تو حموم بردن آئین به صورت تک نفره تا بالاخره موفق شدم ترسش رو از آب از بین ببرم و دوباره شد همون آئین کوچولویی که عاشق حموم بود و بعد از حموم کلی لبخند تحویلمون می داد و تشکر می کرد ... الان دیگه هر روز می برمش حموم ... خیلی خوبه اینطوری ... قبلا چون تنهایی نمی تونستم ببرمش حموم بعضی وقتها بچه کپک می زد از بی حمومی ... آخه باباش که همش دیر میاد خونه و من همش باید منتظر می موندم تا با هم ببریمش و اون هم که تا میومد دیگه وقت خواب آئین بود ولی دیگه راحت شدم

چند روز همش بردمش تو حموم و یه چند تا از لیواناش رو که دوستشون داره و ماهیهاش رو هم بردم تو حموم و وانش رو هم پر از آب کردم ولی اصلا نذاشتمش تو وان ...فقط باهاش آب بازی کردم روز اول همینطوری چسبیده بود به من روز بعد نشسته بود ولی تکون نمی خورد و همینطوری به تدریج بهتر شد .. الان دیگه می ره تو وان می شینه و خیلی خوب شده

راستی من فکر کنم که افسردگی گرفتم ... آخه پکیدم تو خونه دیگه ... هیچ جا نمی ریم ... . سر کار که نمی رم ... بعضی وقتها به خودم می گم چرا نرفتم سر کار ولی بعدش که آئین رو می بینم پشیمون می شم ... کلا اگه همین کلاس ورزش رو هم نمی رفتم حتما کارم به تیمارستان کشیده بود

الان آئین بقلمه و یه هویج دادم دستش و مشغوله نمی دونین چه جوری می خوره که یه گاز فینگیلی می زنه بعد دو ساعت می جوه بعد وسط جویدن هم دندون قروچه می کنه ... می دونین دندون قروچه یعنی چی ؟؟؟ یعنی همش دندوناشو به هم فشار می ده و از اون صدا وحشتناکا می ده

راستی نمی دونین چه گازهای وحشتناکی می گیره ... واقعا تا دو ساعت جای دندوناش جلز ولز می کنه و همون موقع که گاز می گیره درجا لپ آدم ورم می کنه ... نمی دونم چه جوری باید این عادتشو ترک بدم ... می دونین محبتش که گل می کنه شروع می کنه به خوردن آدم که همون بوس کردنشه و اگه زیادی محبتش گل کرده باشه یه گاز هم می گیره که البته بیشتر وقتها هم این جور محبتهاش برای مامان بیچاره اش گل می کنه ... یه جا خوندم اگه بچه موقع شیر خوردن گاز بگیره باید بذارینش زمین و نذارین شیر بخوره تا یه دقیقه و بهش بگین که گاز نگیر ولی نمی دونم این که اینطوری گاز می گیره رو باید چی کار کنم ...

جدیدا هی قنبلش رو می ده بالا و با مخ می ره تو زمین ... نمی دونم می خواد چهار دست و پا بره که این کارو می کنه یا شروع یه کار دیگس

عکس حیوونا رو می گیرم جلوش و اسم حیوون رو با اسم انگلیسی اش بهش می گم تا اسم انگلیسی شو می گم غش غش می خنده ... فکر کنم به لهجه خفن من می خنده

شیر خوردنش فقط وقتی من راه برم انجام می شه تازه همون هم یه اپسیلون می خوره بعد منو نگاه می کنه می خنده دوباره باید وایسونمش و راش ببرم تا همین کارو تکرار کنه

خیلی بد می خوابه حتی وقتی داره از خواب می میره داره از خوابیدن فرار می کنه و تا ببینه می خوام بخوابونمش گریه رو سر می ده ... همش برای خوابوندنش هم باید راه ببرمش ... تو کالسکه هم تا میام بذارمش گریه می کنه ... نمی دونم چه جوری باید بخوابونمش دیگه ... تازه موقع راه رفتن هم همش با موهای من ور می ره و یهو می بینی یه دسته موی من تو دستهای آئین قرار داره

تمام کارهایی که گفته بودین برای سشرگرم کردنش موقع بستن پوشک انجام دادم ولی هیچ کدومش افاقه نکرد حتی اونی که هانیه جون گفته یبود که چسب ببندم به دستش تا سرش گرم به باز کردن چسب بشه و وول نزنه ولی ؟آئین اول دمرو می شه بعد با چسب بازی می کنه تنها کاری که بعضی وقتها عمل می کنه اینه که من موهای جلومو باز کنم و جلوی آئین تکون بدم تا بتونه بگیره و یه دقیقه آروم بمونه تا عوضش کنم

آئین بدجوری به من می چسبه و بقل هیچ کس نمی ره حتی تو مهمونی ها بقل باباش هم نمی ره .... از یه طرف خیلی خوشم میاد که بعضی جاها بقل کسی نمی ره آخه اصلا کی گفته که تا یه بچه وارد می شه همه باید دونه به دونه بقلش کنن خوب بچه خسته می شه هی بقل به بقل بشه ... از طرف دیگه خیلی خسته می شم بعضی وقتها که زیادی می چسبه

آئین همش وقتی گریه اش می گیره می گه مااا یا ماااااممم ... نمی دونم بالاخره منظورش ماما هستش یا من اینطوری برداشت می کنم

دیگه خیلی حرف زدم ... بسه فعلا ... بای بای


نوشته شده توسط نی نی گولو در شنبه 25 خرداد 1387 و ساعت 08:06 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ بعد از مدتها+ پسرک 20 ماهه من + واکسن 18 ماهگی + آئین عاشق شعر هستش + ما اومدیم+ آئین ,مرد کوچک+ رزوئولا+ آئین مریض شده + عروسی+ آئین خوشگل من راه افتاده + یک سال و ۱۲ روزگی + تولد+ قرار وبلاگی + ۷ روز تا تولد+ قرار وبلاگی

صفحات: