تبلیغات
نی نی گولو - روش تربیتی مختلف
Lilypie 2nd Birthday Ticker

روش تربیتی مختلف

سلام ... می خوام یه کم از تفاوتهای خودم و آئین براتون بگم دلم می خواد همتون در این مورد نظر بدین ...

راستش با نزدیک شدن تولد آئین ما همش به این فکر بودیم که براش چی بخریم و همین موضوع باعث شد من یه چیزهایی رو بفهمم ...

من و خواهر و برادرم وقتی بچه بودیم خیلی خیلی بچه های آروم بی اذیت و خوبی بودیم ( البته تعریف از خود نباشه ها ) من فکر می کنم کلا نسل ما خیلی با نسل بچه هامون فرق دارن (همچین گفتم نسل ما انگار 60 سالمه !! )

مثلا من که چند ماه بیشتر شیر مامانم رو نخوردم و از همون بعد از شیر خوردن فکر کنم در 5 ماهگی تو اتاق خودم می خوابیدم و من رو می ذاشتن تو تختم و شیشه شیرمو می دادن دستم و شیر رو می خوردم و وقتی تموم می شده شیشه اش رو پرت می کردم و می خوابیدم ... به همین راحتی ...

حالا قضیه شیر خوردن آئین رو که همتون می دونین !!!

باورم نمی شه که یه روز آئین به همین راحتی بتونه بخوابه !!

مامانم می گه وقتی از ج ی ش گرفته بودنم (اولاش ) بوده که بابام جلوی عمه ام به من گفته عزیزم شب که بیدار می شی می خوای بری ج ی ش کنی دیگه نیا مامانتو بیدار کن خودت برو دستشویی وبعدش هم برو بخواب ... عمه ام بیچاره شوکه شده بوده گفته یعنی چی !! این بچه اینقدر همه کارهاشو خودش می کنه شماها روتون زیاد شده ... یهو تو تاریکی می خوره زمین یا یه چیزیش می شه !!!

یا بازم می گه حتی یادش نمیاد یک بار که ما رفته باشیم بیرون و پامون رو کرده باشیم تو یه کفش که من فلان چیزو می خوام ... می گه حتی یه بار هم نگفتین هیچ کدومتون

یکی می گفت که پسرش که بچه بوده یه بار اومده دست بزنه به وسایل روی میز آرایش و مامانش زده رو دستش و گفته جیزه و همین شده که دیگه هیچ وقت دست نزده ... و ادامه می داد که حالا کی جرات داره به بچه های الان بگه بالای چشمت ابرو هستش

مامانم ته تاقاری هستش (امیدوارم درست نوشته باشم ) و از اینهایی بود که تا وقتی مامان بزرگم زنده بود ما همش می رفتیم اونجا شب می خوابیدیم در نتیجه حموم کردن و ناخن گرفتن ما همیشه به عهده مادربزرگ و خاله ام بوده ...

یه چیز جالب اینکه مامانم بعد از سه تا بچه وقتی آئین به دنیا اومده بود استرسی برای حموم بردن آئین گرفته بود که واقعا تماشایی بود و حتی وقتی یه بار تو چهار ماهگی آئین ناخنهاشو گرفت می گفت خوب اونقدرها که فکر می کردم هم سخت نبود ...

حالا آئین ... دقیقا برعکس همه کارهاش رو من می کنم ... خودم باید بخواتبونمش از 17 روزگی خودم حمومش بردم از اول خودم ناخنهاشو گرفتم و همه کارهاشو من کردم در نتیجه همش می چسبه به من

حالا برای تولدش من یه چیزی رو فهمیدم

من پامو کرده بودم تو یه کفش که براش از این ماشینهایی که می شینن توش و کنترل داره بخریم و همش می گفتم اولین تولدش باید بهترین چیزها باشه ... حالا باباش هم همش می گفت که الان براش سهام بخریم بهتره و من هم همش حرف خودم رو تکرار می کردم ... می گفتم اگه از این ماشینها نشد بریم یه کرم که مکسی کوزی داره و تاب می خوره و واقعا خیلی خیلی خوشگله رو بخریم ... اون کرمه 110 تومن بود و رفتیم دیدیم و به این نتیجه رسیدیم که برای یه سال استفاده ارزش نداره 110 تومن بدیم ... خلاصه باباش همش می گفت که الان از این ماشینها به دردش نمی خوره ...

تا اینکه مامانم گفتش که الان که نمی فهمه تولدشه (البته من در جواب این موضوع همش می گفتم ما که می فهمیم تولدشه !!) الان اینو براش بخرین تا وقتی بخواد ازش استفاده کنه براش از جذابیت افتاده ...بعد سال دیگه که می فهمه تولدشه چی می خواین براش بخرین ؟!؟!؟ لابد موتورشو می خواین بخرین ... بعد دوسال دیگه اش هم حتما ازتون موبایل واقعی می خواد ...

یعنی داری یه بچه لوس تربیت می کنی ...

دیدم مامانم راست می گه ... تصمیم گرفتیم یه اسباب بازی کوچولو براش بخریم و یه مقداری هم براش سهام بخریم ...

ولی واقعا باید چی کار کرد ؟!!؟؟! باید چه جوری این فینگیلیها رو تربیت کنیم ؟!؟!؟ از الان که می خواد شیر بخوره و می گه منو راه ببر و شیر بده و من به حرفش گوش می دم ... دو روز دیگه این چه بچه ای می شه !؟!؟!؟ قبلا بهش می گفتم دست نزن اونم انگشتش رو تکون می داد و دست نمی زد ولی الان چند وقته که اصلا گوش نمی ده ....

کی ماها اینقدر مامانهامون رو گاز می گرفتیم ... نکنه آئین از اون بچه هایی بشه که بخواد بقیه بچه ها رو گاز بگیره ؟!؟!؟

خلاصه چند روزه فکرم بدجوری مشغول این چیزهاس و اینکه چه جوری باید بچه ها رو تربیت کرد ؟!!؟؟

راستی این تجربه موفقیت آمیز رو هم در رابطه با گاز گرفتن بهتون بگم ... آئین خیلی گازهای وحشتناکی می گیره ولی هیچ وقت موقع شیر خوردن گاز نمی گرفت تا چند روز پیش که این کار رو هم شروع کرد ... منم دیگه کشش این یکی رو نداشتم ...

شنیده بودم وقتی این کارو می کنه باید بذارینش برای یه دقیق زمین تو بهش بگین که گاز گرفتن کار بدیه و شما دردتون اومده و در ضمن با زمین گذاشتنش بهش می فهمونین که برای چند دقیقه به خاطر کار بدش از شیر خوردن و از در آغوش مامانش بودن محرومه ... البته با توجه به اینکه آئین به زور شیر می خوره من فکر نمی کردم این کار جواب بده ولی دیروز که این کارو کردم کاملا جواب داده و فعلا که دیگه گاز نگرفته ...

خوب سرتون رو درد اوردم ولی واقعا بدجوری فکرم مشغول بود گفتم این جوری حداقل نظرات شما دوستان خوبم رو هم می شنوم


نوشته شده توسط نی نی گولو در جمعه 22 شهریور 1387 و ساعت 11:09 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ بعد از مدتها+ پسرک 20 ماهه من + واکسن 18 ماهگی + آئین عاشق شعر هستش + ما اومدیم+ آئین ,مرد کوچک+ رزوئولا+ آئین مریض شده + عروسی+ آئین خوشگل من راه افتاده + یک سال و ۱۲ روزگی + تولد+ قرار وبلاگی + ۷ روز تا تولد+ قرار وبلاگی

صفحات: