تبلیغات
نی نی گولو - می خوام کلی غر بزنم !!
Lilypie 2nd Birthday Ticker

می خوام کلی غر بزنم !!

سلام به همه دوستای خوب و مخصوصا تازه مامانا ....

خوش به حال هدیه جون و ریحانه جون که الان نی نی هاشون تو بغلشوننSmileyCentral.com .... می دونم که دارن خیلی بیشتر از دوران بارداری زحمت می کشن و سختی دارن ولی حداقل این نگرانیها که حالا الان نی نی گولو سالمه یا نه رو ندارن .... چون دیگه نی نی شون جلوی چشمشونه و دارن سلامتی اش رو می بینن ...SmileyCentral.com

این نی نی گولوی ما یه مامان غراضه داره ( به نظرتون درست نوشتم !!!) چون همش مرضهای مختلف می گیره .... از هفته پیش که رفتم پیش دکتر دارم سفالکسین می خورم به خاطر عفونت ادراری ...... بیچاره من SmileyCentral.com

اصلا راستشو بخواین از این دکترم متنفرم ..... خیلی دکتر بداخلاق و بی فکریه .... با اینکه این همه سرش شلوغه و این همه مریض داره ها ولی خیلی بی فکره ..... اون از اون دفعه که با استرس بهم گفتش که تو تیروئید داری .... دفعه بعدش که بهم گفتش که یه ارث قند داری تو خانوادتون و من چقدر استرس کشیدم تا جواب دیابت حاملگی رو بردم پیشش و این از این دفعه که بهم گفت عفونت ادراری خیلی شدید داری که الان بهت آنتی بیوتیک می دم ولی این خیلی بده که تو عفونت ادراری گرفتی .... می دونی کسانی که کیسه آبشون پاره می شه در اثر این موضوع است و کلی دعوام کردش .... خوب مگه من خودم دلم خواسته که عفونت بگیرم !!!! من چی کار کنم ... چرا جیغشو سر من می زنی .....SmileyCentral.com

اصلا یه بار نشد من برم دکتر و وقتی میام بیرون گریه نکنم SmileyCentral.com

راستش اصلا دلم نمی خواست این چیزها رو تو وبلاگ بنویسم ولی بالاخره بعد از 9 روز طاقت نیاوردم و دارم می گم .... اونم دلیلش اینه که از پریروز تا حالا پای چپم نزدیک پاشنه پام به شدت سوزن سوزن می شه و انگار که یه چیزی رفته توش .... من و بابایی همش فکر می کردیم که این شاید یه چیزی رفته تو پام ولی هیچ قرمزی یا نشانه دیگه ای هم نداشت ....

خلاصه دیروز مامانم گفت ممکنه به خاطر فشار خون باشه .....

و من اون موقع بود که یاد این دکتر بی فکرم افتادم ....SmileyCentral.com آخه می دونین دیگه چیزی که واضحه اینه که هر بار که می ری دکتر هم فشار خون و هم وزن رو اندازه می گیره ولی این دکتره اینقدر هول بود این دفعه که بهش گفتم منشیتون فشارمو نگرفته , گفت الان می گیره و بعدشم که شروع کرد به داد زدن سر من که عفونت داریو اینا .... منم که اصلا نمی تونستم به چیز دیگه ای به جز عفونت فکر کنم ...اون وقت آخرشم فشارمو نگرفت !!!SmileyCentral.com

بعدشم که شوهرخواهرشوهرمو دیدیم برام آزمایش پروتئین ادرار نوشت و گفتش که ممکنه فشار خونت بالا باشه یا افزایش پروتئین در ادرار داشته باشی .....

حالا فکر کنین داشتم پست قبلی یعنی هفته 33 رو می نوشتم و داشتم ترجمه می کردم دیدم که تمام علائم این بیماری رو دارم .... آخه دیشب و پریشب هم به شدت حالت تهوع داشتم ....

حالا فقط منتظرم که جواب این پروتئین ادرار بیادش تا ببینم چی می شه !

راستی قابل توجهه که بعد از 8 ماه رفتن پیش این دکتره ... عطاشو به لقاش بخشیدم و از هفته دیگه می رم پیش یه دکتر دیگه ..... SmileyCentral.com

راستی یه نکته برای دوستای عزیزم :

این دکتره که من می رفتم خیلی بدجنس بود .... اون دفعه که من رفتم دو تا دختره اومده بودن که جفتشون دو روزه بعد وقت سزارینشون بودش ولی یکی از اونا یکی بود مثل من که اصلا دکتره نمی شناختش و یکی دیگشونو کاملا می شناخت ....

خلاصه گفتگوی بین این دوتا با دکتر :

دختر اولیه که دکتره نمی شناختش !

دختره :  چند بار هی گفتش که من می خوام حتما اتاقم خصوصی باشه ... چی کار کنم !؟!؟!؟

دکتر:  کاری نمی تونی بکنی .... بیمارستان اگه اتاق داشته باشه می تونه بهت بده .... اگه نداشته باشه که نمیده ....

دختره : نمی شه شما یه چیزی بنویسین که می رم بیمارستان بدم اتاقمو خصوصی کنن !؟!!؟ آخه حتما می خوام خصوصی باشه !!

دکتر : نه ...به حرف من نیست که .... بیمارستان اگه موقع پذیرش اتاق داشته باشه میده .... معمولا خالی می شه اتاقا تا وقتی که شما عمل کنین .... بعدشم گفتش که تو ساعت 6 صبح بیمارستان باش ...

 دختره  : خوب من 6 اونجا باشم نفر اول عمل می شم ؟!!؟

 دکتره : نه معلوم نیست  ممکنه 8 یا 9 یا 10 یا 11 عمل شی

حالا گفتگوی دختر دومی با دکتر :

دختره : من کی بیام ؟!

دکتر : تو ساعت 6 صبح بیمارستان باش ولی حتما حتما به شوهرت بگو که ساعت 12 شب بره بیمارستان و بره کارهای پذیرشتو انجام بده که هم نفر اول عمل بشی !!! و هم اینکه اتاق خصوصی بهت برسه !!!!

من : SmileyCentral.comSmileyCentral.com

خلاصه اینکه همتون یادتون باشه .... این روش گرفتن اتاق خصوصی و نفر اول عمل شدنه !!!!

من اگه که می شد از مطب برم بیرون و دوباره بیام حتما می رفتم به دختر اولیه می گفتم ولی خوب نمی شد !!!


نوشته شده توسط نی نی گولو در یکشنبه 7 مرداد 1386 و ساعت 12:07 ب.ظ
نوشته های پیشین
+ بعد از مدتها+ پسرک 20 ماهه من + واکسن 18 ماهگی + آئین عاشق شعر هستش + ما اومدیم+ آئین ,مرد کوچک+ رزوئولا+ آئین مریض شده + عروسی+ آئین خوشگل من راه افتاده + یک سال و ۱۲ روزگی + تولد+ قرار وبلاگی + ۷ روز تا تولد+ قرار وبلاگی

صفحات: