تبلیغات
نی نی گولو - سلام سلام
Lilypie 2nd Birthday Ticker

سلام سلام

سلا به همه دوستای خوبم

سلام به نی نی گولوی کوچولو ... خوبی !؟!؟! چطوری ؟!!؟!؟ خوب این چند روز که مامانت حسابی مریض بود .... از چهارشنبه همینطوری بی حال و بی جونم .... آخه منم سرما خوردم و گلودرد گرفتم ... و یک حالت تهوع که از همش بدتر بود ... البته بعدا فهمیدم که این همون ترش کردن است که به خاطر اواخر دوران بارداری هستش ولی چون این چند روز مریض بودم خیلی بیشتر اینطوری می شدم و یک بار هم کاملا حالم به هم خوردش

 

چهارشنبه رفتم دکتر .... دیگه بهم گفتش که باید هفته ای یکبار بیای ..... حالا باز دوباره سه شنبه هم باید برم ... 

این بار فشارم به نظر خودم خیلی زیاد بود 12 رو 9 ... ولی دکتر که چیزی بهم نگفتش .... حالا سه شنبه که برم دوباره ازش می پرسم ... وزنم رو هم که دیگه نگو ... ولی جالبیش اینجاست که همه بهم می گن که شکمت نشون نمی ده 8 ماهت تموم شده .... عزیزم می شه لطفا زحمت این وزن اضافه منو شما بکشی !!

 

راستی من و بابایی پنج شنبه رفتیم موسسه رویان .... البته نمی دونم واقعا این کار کار خوبیه که ما می خواهیم انجام بدیم یا نه !!! ولی خوب کل کارهایی که انجام دادیم رو براتون می نویسم تا هر کس خواست بدونه مراحلش چیه

نمی دونم که تا حالا اسمشو شنیدین یا نه ولی این موسسه سلولهای بنیادین رو می گیره از بند ناف نوزاد و اونو نگه داری می کنه ... تا اگه خدای نکرده اتفاقی برای بچه بیفته مثلا ناراحتی های خونی یا بعضی از بیماریها ... می تونن از اون سلولها برای بهبودی استفاده کنن .... حالا تا جایی که من می دونم مثل اینکه برای کسانی که در ارتباط خونی هم باشند با این نوزاد می شه این کار براشون صورت بگیره .... (حالا البته نمی دونم این تا چه حدی درسته ) 

به هر حال ما رفتیم موسسه ... اونجا بابایی گفتش می تونم نمونه قراردادتون رو ببینم که بهش دادن و ما هم با دقت خوندیم ... آخه از دکترم پرسیده بودم که این کارو بکنیم یا نه ... اونم گفتش که بستگی داره که چه جوری نگهداری کنن ... چون اینجا هم ایران هستش و کسی مسئولیت پذیر نیستش ... ممکنه بهتون بگن برقهامون رفتش نمونه ها خراب شد یا از این جور چیزها .....

تو قراردادش نوشته بود که وقتی که نمونه رو می گیرن ممکنه کمتر از 60 نا سلول بنیادی داشته باشه و در این صورت 10% از مبلغ قرارداد کسر می شه و بقیه اش رو پس می دن و نمونه هم به درد نمی خوره دیگه ....

بعدشم نوشته بود که در صورت بروز حوادث طبیعی مثل زلزله یا سیل یا جنگ و هزار تا چیز دیگه موسسه هیچ تعهدی نداره .... بعدش هم بابایی پرسید که این موسسه خصوصیه یا دولتی و خانمه خیلی جالب اینطوری جوابمون رو داد اینجا دولتیه ولی هزینه هاش به صورت خصوصی دریافت می شه !!!

 

خوب کلا هم شرکتهای خصوصی بیشتر دلشون برای کارشون می سوزه .... حالا بگذریم ... نوشته بود که مادر باید 15 روز قبل از زایمان یه سری آزمایش (مثلا ایدز و هپاتیت ب و ... ) رو باید بده و بعد از 6 ماه هم باید این آزمایشها رو تکرار کنه .....

از همه کارها مسخره ترشون این بود که برعکس اینکه می گن یکی از طرف موسسه میاد و تو بیمارستان نمونه رو می گیره ... اصلا اینطوری نیستش و یه نفر فقط میاد خون می گیره ولی نمونه رو با خودش نمی بره و این کار به عهده خود فرد هستش  .... ما که اونجا بودیم یه آقایی اومده بود که خانمش قرار بود به زودی فارغ بشه ... بعدش بهش یه کلمن دادن با یه دونه از این جا یخی ها ... بعد گفتن اینو می دین به خانمتون با خودش بره تو اتاق عمل .... بعدشم اینکه الان تا رسیدین خونه این یخ رو می ذارین تو فریزر خونه ... بعدشم اینکه این یخ بیشتر از 2 ساعت نباید بیرون از فریزر باشه ... آقاهه می گفت خوب اگه عمل بیشتر طول بکشه یا خانمم رو که بردن تو بیشتر از دو ساعت تو اتاق باشه چی ؟!!؟!؟ اونم می گفت که هیچی اینها همه ریسکهای این کاره و ممکنه نمونه درست به دست ما نرسه .... به هر حال این کلمن که قراره توش نمونه باشه رو پدر بچه حداکثر تا سه ساعت پس از نمونه گیری باید به موسسه رویان برسونه !!!

و اگه هم خراب باشه یا دیر بیاد یا هر کدوم از اینها می تونن قرارداد رو فسخ کنن ....

به هر حال .....کلا قراردادش خیلی مسخره و همه چیزش کاملا به نفع اونها بود .... از در که اومدیم بیرون بابایی گفتش که بی خیال شیم بهتره .... ولی خوب من گفتم حالا شاید بد هم نباشه .... خلاصه هنوز تصمیم نگرفتیم ....

به هر حال ... راستی کلا هزینه اش هم اینطوریه ...اولش 500 هزار تومن می گیرن بعدش هم سالی 100 هزار تومن ... که البته تا ثبت نام کنی 600 تومن یعنی هزینه اولیه + 100 تومن سال اول رو می گیرن ...

اگه کسی این کارو کرده حتما به من هم بگه !!! ممنون می شم ....

حالا من فعلا رفتم این آزمایشها رو دادم و البته جوابش رو 18 شهریور می دن !!

تا اون موقع ببینیم چی کار می کنیم  ...

 

حالا در مورد خودم  که حسابی سرش شلوغ پلوغ شده ...البته نه به خاطر نی نی گولوها !!! به خاطر کارم .... آخه می خوام از 15 شهریور دیگه نیام سرکار و تو همین وقت کم یک عالمه کار ریختن سرم ..... دو تا فرم جدید باید بنویسم برای برنامه .... باید برنامه رو به یه نفر که تازه آوردن تحویل بدم و از طرفی هم همه دارن برنامه رو تست می کنن باید تا اون موقع bug  هاشو برطرف کنم !!! خلاصه گیج شدم  دیگه .... از طرفی  با گلو درد و مریضی هم میام سرکار ....  بیچاره من

 

راستی دیروز یعنی یکشنبه .... یه سری از لباسهای نی نی گولو رو شستیم .... لباسهای new born  رو فقط شستم ..... راستش حیفی ام اومد همه رو بشورم  ..... و بقیه لباسهاشم اتو کردم و آماده کردم ... خیلی کیف داد ..... آدم وقتی لباسهاشونو می بینه می گه آخه تو نی نی گولو فقط همین قدری


نوشته شده توسط نی نی گولو در دوشنبه 5 شهریور 1386 و ساعت 08:08 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ بعد از مدتها+ پسرک 20 ماهه من + واکسن 18 ماهگی + آئین عاشق شعر هستش + ما اومدیم+ آئین ,مرد کوچک+ رزوئولا+ آئین مریض شده + عروسی+ آئین خوشگل من راه افتاده + یک سال و ۱۲ روزگی + تولد+ قرار وبلاگی + ۷ روز تا تولد+ قرار وبلاگی

صفحات: