تبلیغات
نی نی گولو - متن ادبی !!!
Lilypie 2nd Birthday Ticker

متن ادبی !!!

سلام به همه دوستان خوبم ....

من عاشق نوشته های خانم عرفان نظرآهاری هستم ...حالا یکی از نوشته هاش که به اومدن نی نی گولو ربط داره رو براتون می نویسم ...

شاید دیگر مرا نشناسی , شاید دیگر مرا به خاطر نیاوری . اما من تورا خوب می شناسم . ما همسایه شما بودیم و شما همسایه ما و همه مان همسایه خدا .

یادم می آید گاهی وقتها می رفتی و زیر بال فرشته ها قایم می شدی . و من همه آسمان را دنبالت می گشتم , تو می خندیدی و من پشت خنده ها پیدایت می کردم .

خوب یادم هست آن روزها عاشق آفتاب بودی . توی دستت همیشه قاچی از خورشید بود . نور از لای انگشتهای نازکت می چکید . راه که می رفتی ردی از روشنی روی کهکشان می ماند .

یادت می آید ؟ گاهی شیطنت می کردیم و می رفتیم سراغ شیطان . تو گلی بهشتی به سمتش پرت می کردی و اوکفرش در می آمد ولی زورش به ما نمی رسید . فقط می گفت همین که پایتان به زمین برسد می دانم چطور از راه به درتان کنم .

تو شلوغ بودی , آرام و قرار نداشتی .آسمان راروی سرت می گذاشتی و شب تا صبح از این ستاره به آن ستاره می پریدی و صبح که می شد در آغوش نور به خواب می رفتی .

اما همیشه خواب زمین را می دیدی . آرزویی رویاهای تورا قلقلک می داد . دلت می خواست به دنیا بیایی و همیشه این را به خدا می گفتی . و آن قدر گفتی و گفتی تا خدا به دنیایت آورد . من هم همین کار را کردم . بچه های دیگر هم , ما به دنیا آمدیم و همه چیز تمام شد .

تو اسم مرا از یاد بردی و من اسم تو را . ما دیگر نه همسایه هم بودیم و نه همسایه خدا . ما گم شدیم و خدا را گم کردیم .

دوست من , همبازی بهشتی ام ! نمی دانی چقدر دلم برایت تنگ شده . هنوز آخرین جمله خدا توی دلم زنگ می زند . از قلب کوچک تو تا من یک راه مستقیم است , اگر گم شدی از این راه بیا .

بلند شو از دلت شروع کن . شاید دوباره همدیگر را پیدا کنیم .

 

امیدوارم شما هم از این نوشته خوشتون اومده باشه ... خیلی به این موضوع فکر می کنم که الان نی نی گولو داره کجا ها رو سیر می کنه .... به هر حال خوش به حالش ... بزرگی می گفت که یک بچه که می خواد به دنیا بیاد , روحش مادر خودشو انتخاب می کنه  و حتما برای این انتخابش دلایل قانع کننده ای داره . و از اون موقع است که یک پیوند ناگسستنی بین این دو تا روح زده می شه .... هر بار که این موضوع یادم میاد تمام وجودم می لرزه ... آخه این گره باعث خیلی چیزا می شه ... دیگه هر کاری تو زندگیت بکنی برای سرنوشت هر دوتاتونه  و هزار تا چیزهای دیگه ...

امیدوارم که این انتخاب باعث تعالی هر دو  تا روحمون بشه و نه خدای نکرده باعث افتشون ...

 

 

 

 


نوشته شده توسط نی نی گولو در یکشنبه 18 شهریور 1386 و ساعت 04:09 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ بعد از مدتها+ پسرک 20 ماهه من + واکسن 18 ماهگی + آئین عاشق شعر هستش + ما اومدیم+ آئین ,مرد کوچک+ رزوئولا+ آئین مریض شده + عروسی+ آئین خوشگل من راه افتاده + یک سال و ۱۲ روزگی + تولد+ قرار وبلاگی + ۷ روز تا تولد+ قرار وبلاگی

صفحات: