تبلیغات
نی نی گولو - آئین در ۱۵ روزگی
Lilypie 2nd Birthday Ticker

آئین در ۱۵ روزگی

سلام به همه دوستان خوبم

به دنیا اومدن آرین کوچولو نی نی مریم جون رو بهش تبریک می گم

خوب می خوام براتون از آئین کوچولو بگم و اینکه ما چه بلاهایی سرش آوردیم ...

آئین وقتی 8 روزش بود ... چند بار وقتی داشت شیر می خورد خاله اش اومد و دستشو بوس کرد و هر بارش با واکنش شدید آئین روبرو شد ... آئین دستشو سریع می کشید کنار و یه صدایی هم از خودش در می آورد یعنی اینکه برو کنار مزاحم نشو بابا جون

نحسی روز 13 ام تولدش  بد جوری گرفتش ... از صبحش به خاطر شکمو گیری مامانش کلی دل درد گرفته بود و کلی گریه کرد و ساعت 11 صبح هم که ما بردیم ختنه اش کردیم ... واقعا خوش به حال دخترها که ختنه کردن ندارن ....

گفته بودم که آئین خیلی بچه آرومی بودش و فقط اگه خیلی گرسنه می شد دیگه هیچ کس رو نمی شناخت و گریه های بد جور می کرد ...

البته از لباس درآوردن هم بدش میاد ولی گریه اش خیلی وحشتناک نیستش ... خلاصه ما بردیم واسه ختنه پیش همون دکتر خودم و همون بیمارستان آراد ... آئین رو بردن تو اتاق و کلی دست و پاشو بستن ... الهییییییی

 ما (یعنی من و باباش و مامانم ) رو بیرون کردن از اون بخش و رفتن سراغ آئین بیچاره ... صدای گریه اش بیرون میومد  و من هم مشغول گریه بودم ...

آخرش مامانم رو صدا زدن و بعدش هم ما رو وقتی آوین رو مامانم بهم داد داشت همینطوری گریه وحشتناک می کرد و کلی هم اشکش اومده بود ... تا سه بار که این گازشو می خواستیم عوض کنیم حسابی جیغ و گریه می کرد ... خیلی بد بود ... اصلا خیلی بدجوره ختنه کردن ... دکتر گفته بود که بازش بذارین و فوقش با کهنه ببندینش و تا 48 ساعت همش 2 ساعت 2 ساعت پانسمانشو عوض کنین ...طفلی مامانم هم داشت گریه اش می گرفت ...آخه خیلی درد داشت طفلکی ... یه بار که خواب بود اومدم ببینم خودشو خیس نکرده باشه ,اینقدر درد داشت با یک اشاره من یه متر پرید و گریه کرد ...دفعه اول بعد از ختنه که می خواست جیش کنه کلی گریه کرد ... خلاصه خیلی ختنه کردن سخته !!! حالا باید تا یک هفته همش بازش بذاریم ...

از ختنه بگذریم ...

راستی آئین از دیروز یعنی از 14 روزگی اش شروع کرده گردنش رو نگه می داره ... البته فقط وقتی  سرشو می ذارم رو شونه ام  سرشو نگه می داره ...قربونت برم فینگیلی ...خیلی بامزه می شه وقتی سرشو بالا می گیره ... از دیروز یه صدایی هم از خودش در میاره که البته سه چهار دفعه بیشتر افتخار ندادن ...

راستی این نی نی ما همش روزها می خوابه و شبها شب زنده داری می کنه !!!

موقع گرسنگی اگه جایی به جز بقل من باشه کلی گریه می کنه وقتی میاد بقلم  تند تند نفس می کشه و سرشم به اینطرف اونطرف می کشونه ولی همیشه به سمت بیرون سرشو نگه می داره و وقتی می بینه که خبری نیست شروع به گریه می کنه..همش باید کلی تلاش کنم تا به آقا پسرمون بفهمونیم که بابا شیر از این طرفه ... 

موقع عوض کردنش اگه گرسنه نباشه کلی حال می کنه و همش دستاشو  عمود بر بدنش نگه می داره و فر می خوره ...

و اگه هم گرسنه اش باشه یا بخواهیم لباسشو عوض کنیم عین کرم هی وول می خوره ... ولی من عاشق کرم شدنشم

راستی یه چیزی رو یادم رفته بود بگم .... قبل از به دنیا اومدن آئین من یه خواب دیدم .... خواب دیدم که آئین به دنیا اومده و حالا قیافه ایناشو که برای بار اول بود تو خواب می دیدم و تقریبا خیلی شبیه الانش بود منتها خیلی تپل تر بود ... بعدش بقلش کردم تو خواب و دیدم که رو لپش یه خراشیدگی هستش ... بهش گفتم اینجات چی شده ... اون با من حرف نمی زد ولی من می فهمیدم که چی می گه (منظورم اینه که صداشو نمی شنیدم ولی انگار داشت برام تعریف می کرد ) خلاصه گفتش که وقتی که منو داشتن در میاوردن چاقوی جراحی خورده به اینجام و خراشیدگی ایجاد کرده مثل وقتی که می خوان موز پوست بکنن و توشو در بیارن ممکنه خط بیفته ....

خلاصه من از خواب بیدار شدم و نگران شدم ...گفتم نکنه بچه ام یه چیزیش بشه ...برای مامانم هم کامل تعریف نکردم خوابمو ولی به بابایی گفتم ....

آئین رو که تو بیمارستان بهمون دادن طرف چپ سرش یه خراشیدگی بود و موهای اون تیکه از سرش هم دقیقا روی خط خراشیدگی بریده شده بود .... یادم نیست کی اول این رو دید ولی وقتی به پرستار گفتیم کفتش چیزی نیستش بعضی وقتها موقع عمل چاقو ی جراحی کشیده شده به سرش ... مال بیشتر بچه ها رو لپشون می افته ....

خلاصه اینم از تعبیر خواب من !!! البته خراشش سطحی بود و الان هم تقریبا خوب شده و خطش هم رفته  ...

خوب دیگه خیلی حرف زدم ... این دفعه تونستم کل پست رو بدون وقفه بنویسم .... هووووورااااااا

 


نوشته شده توسط نی نی گولو در یکشنبه 15 مهر 1386 و ساعت 11:10 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ بعد از مدتها+ پسرک 20 ماهه من + واکسن 18 ماهگی + آئین عاشق شعر هستش + ما اومدیم+ آئین ,مرد کوچک+ رزوئولا+ آئین مریض شده + عروسی+ آئین خوشگل من راه افتاده + یک سال و ۱۲ روزگی + تولد+ قرار وبلاگی + ۷ روز تا تولد+ قرار وبلاگی

صفحات: