تبلیغات
نی نی گولو - شست خوردن آئین
Lilypie 2nd Birthday Ticker

شست خوردن آئین

سلام ... اومدم عکس بذارم این دفعه

راستی یادم رفت بگم که ناف آئین در روز 9 ام افتاد . ... با مامانم و خواهرم رفته بوده حموم که نافش افتاده ...

همش در حال خستگی در کردنه و همش کش و قوس میاد ...

دیشب ساعت 2 ... منم که دیگه دلم واسه مامانم کبابه که همش نصفه شب می رم بیدارش می کنم که آئین خان جیش یا گلاب به روتون کردن ... اونم کهنه بستن و کهنه شستن که چه کار سختیه .... این کهنه بستن عوارض ختنه کردنه دیگهSmiley

خلاصه خیر سرم خودم کهنه براش بستم و خوابیدیم سه ربع نشده بود که آئین با گریه بلند بیدار شده ... مامانم اومد دید که من چه گندی زدم ...خلاصه تمام لباسهاش و پتو و تشک و همه چیزش خیس خیس شده بود ... کاش یه چیزهایی بود که بعد از ختنه اونا رو به پای بچه می بستن ...آخه اینطوری سرما می خوره ... همش پس می ده....

خلاصه آئین که یک گریه هایی می کرد که سابقه نداشت و مامانم هم هول شده بود ... حالا ما هم از شانس بد خواهرم دیشب تو اتاق اون خوابیده بودیم ... خلاصه تا بازش کردیم یک عالمه جیش کرد و تمام دراور و وسایلی که روش بود مثل سررسید و کرم و سوهان و هزار تا چیز دیگه رو گند زد ... اصلا من و مامانم باورمون نمی شد ... راستش خیلی خجالت کشیدم ... آخه اگه خودم جای خواهرم بودم حتما خیلی ناراحت می شدم ولی اون هیچی نگفت ... این اولین خرابکاری من

امروز برای دومین بار من می خواستم ببرم بشورمش که گلاب به روتون تا بلندش کردم دیدم یه چیز گرمی ریخت تو دستم ...

ولی من که مامان با پشتکاری هستم اصلا دلسرد نشدم و دفعه بعدی هم اومدم ببرم بشورمش که گلاب به روتون تا بردمش تو دستشویی شروع کرد به جیش کردن ...

نمی دونم چرا این کارا رو با مامان مریمش نمی کرد ... انگار از اون یه کم رودربایستی داره ...

خلاصه انگار به ما نیومده .... موندم که از فردا که برم خونمون چی کار کنم .....

راستی دیروز من و بابایی رفتیم دکتر خودم و آئین رو هم گذاشتیم پیش مامانم ... فکر نمی کردم که طول بکشه و شیر هم براش نذاشته بودم ... ولی طول کشید و آئین هم گرسنه از خواب بیدار شده بود و حسابی شروع به گریه کرده بوده .... تا اینکه دیده نخیر مثل اینکه هیچ خبری از شیر نیستش و خودش شروع به پیدا کردن شستش می کنه و با خوردن اون خودشو آروم می کنه ... دفعه اولی بود که شستشو می خورد

اینم آئین در حال شست خوردن

قربون ژست گرفتنت برم


نوشته شده توسط نی نی گولو در دوشنبه 16 مهر 1386 و ساعت 06:10 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ بعد از مدتها+ پسرک 20 ماهه من + واکسن 18 ماهگی + آئین عاشق شعر هستش + ما اومدیم+ آئین ,مرد کوچک+ رزوئولا+ آئین مریض شده + عروسی+ آئین خوشگل من راه افتاده + یک سال و ۱۲ روزگی + تولد+ قرار وبلاگی + ۷ روز تا تولد+ قرار وبلاگی

صفحات: