تبلیغات
نی نی گولو - بازی بازی
Lilypie 2nd Birthday Ticker

بازی بازی

خوب من از طرف مریم جون مامان آرین کوچولو به بازی دعوت شدم ... این بازی چون معرفی هستش و خودم خوشم اومد چون با دوستانم بیشتر آشنا شدم پس من هم می نویسم ...

معرفی

من صابره متولد مهر ماه 1360 هستم و مهندسی کامپیوتر خوندم و کارم هم برنامه نویسی بود ... و عاشق رشته ام و کارم بودم و از اول هم برنامه نویسی رو خیلی دوست داشتم ... هیچ وقت دلیل قانع کننده ای برای خوندن و امتحان فوق لیسانس دادن پیدا نکردم و به همین دلیل هیچ وقت جدی بهش فکر نکردم ..

یه پدر و مادر خیلی مهربون دارم و یه خواهر و برادر کوچکتر که اونا هم خیلی مهربونن .

با همسرم محمد مهر ماه 81 عقد کردیم و مرداد 82 به خونه خودمون رفتیم  و31 شهریور امسال خدا این جوجه کوچولو رو بهمون داد... اون شوهر خیلی خوب و مهربونی هستش

از اخلاقای خودم بگم که  مهربون و حساس هستم و صبور در بعضی چیزها ولی وای از وقتی که عصبانی شم

کلا سعی می کنم تعادل برقرار باشه تو همه چیز ..  لجباز هستم تا حدودی ... دیگه اینکه از دروغ متنفرم ... از خودم برای همه چیز خیلی مایه می ذارم .... دیگه همینا

فصل و ماه مورد علاقه

فصل مورد علاقه ام پاییز هست و بعدش زمستون .... عاشق برگهای رنگ و وارنگ پاییز هستم و بارونهاش و همه چیزش رو خیلی دوست دارم ... ماه مورد علاقه ام هم مهر هستش هم تولدمه هم سالگرد ازدواج و البته آیین هم قرار بود مهری بشه ولی 31 سهریور شد

رنگ تو :

آبی آسمانی و نارنجی رو خیلی دوست دارم ... یعنی در واقع رنگ غروب آسمون رو خیلی دوست دارم

غذای مورد علاقه

کلا آدم شکمویی هستم و بیشتر غذاها رو دوست دارم ولی خوب می تونم بگم به جز کله پاچه و ماهی بقیه غذاها رو دوست دارم  !!!

 موسیقی مورد علاقه

من آهنگهای enya , era  رو می پسندم

بزرگترین قولی که تا به حال داده اید

فکر کنم این قولی بود که به خودم دادم و این بود که هیچ وقت قسم نخورم

ناشیانه ترین کار

کلا کارهای ناشیانه و چلمن بازی زیاد دارم

بدترین خاطره زندگی

اولین باری که به تشییع جنازه رفتم حدود 2 سال پیش بود که برای مادر دوستم بود .... تاحالا هیچ وقت نرفته بودم حتی برای مادربزرگم....

شخصی هست که بخوای ملاقاتش کنی

یکی معلم کامپیوتر سال سوم دبیرستانم ... یکی دوست دوران دبستانم ... یکی دایی و دختر دایی ام که هیچ وقت ندیدمشون

به کی نفرین میکنی

راستش هر بار می رم کفش بخرم همه سازندگان کفش رو نفرین می کنم ....آخه پام 42 هستش و هیچ وقت کفش اندازه پام نیست !!!

وضعیت در 10سال آینده:

دوست دارم آدم باشم .... یه آدم واقعی .... یه کسی که بتونه به همنوعش خدمت کنه

بهترین سفر:

سفر به رامسر به عنوان ماه عسل

چه تیپی هستم:

من قدم 173 هست و قبل از حاملگی 60 کیلو بوم ولی الان 69 کیلو هستم متاسفانه و یک شکم گنده دارم که باعث می شه اصلا خودم رو تو آینه نگاه نکنم.... تیپم هم اسپرت هست

بهترین خاطره:

اولین بار که آئین رو آوردن تو اتاق و من دیدمش

حرف دلت:

دلم میخواد هیچ بچه ای مریض نباشه و هیچ بچه خیابونی وجود نداشته باشه .

دلم می خواد آئین هم سالم و خوشبخت باشه و من و بابایی هم پدر مادر خوبی براش باشیم

همیشه دوست داشتم یه کتاب فروشی داشته باشم ... جایی که یک عالمه کتاب باشه و بتونم همش کتاب بخونم

 

من مامان کوشا و آیدا مامان لاریسا و سوده مامان ایلیا و هدیه مامان ایلیا و کودک ما و مامان آرتا ومرضیه مامان احسان و ونوشه مامان سارا  و فرناز مامان مانی وآهو و سمیرا رو به این بازی دعوت می کنم ...

پی نوشت : من واقعا از مامان آرتا تشکر مخصوص می کنم که من رو به بازی دعوت کرده بود ولی اینقدر که من دیر به دیر میام ندیده بودم که منو دعوت کرده یعنی اصلا اون پستش رد شده بود و تو صفحه آخرش نبود و در نتیجه من هم ندیده بودم .... خلاصه مامانی ببخشید بازم Smiley

 

 

 

 


نوشته شده توسط نی نی گولو در سه شنبه 8 آبان 1386 و ساعت 03:10 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ بعد از مدتها+ پسرک 20 ماهه من + واکسن 18 ماهگی + آئین عاشق شعر هستش + ما اومدیم+ آئین ,مرد کوچک+ رزوئولا+ آئین مریض شده + عروسی+ آئین خوشگل من راه افتاده + یک سال و ۱۲ روزگی + تولد+ قرار وبلاگی + ۷ روز تا تولد+ قرار وبلاگی

صفحات: