تبلیغات
نی نی گولو - کارهای روزانه آیین
Lilypie 2nd Birthday Ticker

کارهای روزانه آیین

سلام به همه مامانای گل و نی نی های گلشون

قبل از هر چیز به دنیا اومدن یه نی نی دیگه یعنی نی نی فرناز جون رو به همه تبریک می گم .. امیدوارم که قدمش خیر باشه

می خوام فقط کارهای آئین رو تیتروار بگم ....

یکی دو بار احساس کردم به من خندید ... البته فکر کنم تصادفی بود ولی خیلی خیلی بهم مزه داد چون تا من بقلش کردم یا اینکه باهاش حرف زدم خندیدش .... قربونش برم نخودچی رو

کلا آیین در سه وضعیت به سر می بره یا شبیه نخودچی هستش یا شبیه کرم یا شبیه مورچه

خیلی مدت شیر خوردنش کمه ...همیشه 10 دقیقه

بعد از شیر خوردن لبخند می زنه ...البته بعد از خواب بعد از شیر

خیلی زیاد سکسکه می کنه و این کار حسابی اذیتش می کنه

وقتی می خواد بیدار شه یک عالمه خودشو کش و قوس می ده که شبیه کرم می شه 

موقع عوض کردن اصلا گریه نمی کنه

از صدای سشوار ریش تراش و جاروبرقی خیلی خوشش میاد و حسابی گوش می کنه

از صدای آب هم خیلی خوشش میاد ... یه بار من لباسهاشو درآوردم و داشت حسابی گریه می کردم ولی تا بردمش تو حموم که آب باز بود ساکت شد و گوش می کرد

من اصلا دلم نمیاد بذارمش گریه کنه یا اینکه وقتی بیداره بذارم به حال خودش باشه ...البته به جز برای مهمونی

حالا یعنی بقلی می شه ؟!؟!؟!

وقتی بقلش می کنم و تو بقلم تکونش می دم اون هم سرشو به این طرف اونطرف تکون می ده انگار وظیفشه که این کارو بکنه !!!

بعضی وقتها اینقدر محکم پا می زنه که نگو

هر چی بهش نشون می دم خوب بهش نگاه می کنه البته اگه حال و حوصله داشته باشه

صبحها حسابی خوش اخلاقه و می خنده

خنده اش خیلی خوشگله ...عاشقشم 

چند بار خنده هایی که با دهن باز بوده همراه با سکسکه اش شده و مثل خنده صدا دار شده

مثلا وقتی مامانم باهاش حرف می زنه و یهو من میام و صداش می کنم حسابی به من گوش می ده و بعضی وقتها با نگاهش دنبالم می کنه

هنوز با قطره مولتی ویتامین مشکل دارم و دلم براش کباب می شه وقتی می خوره

بعضی وقتها تو خواب که هست صدای سوت می ده !!!

چند روزه که غیر ارادی سق می زنه ( درست نوشتم !؟!؟ )

انگشت کوچیکه دستشو جدا از بقیه انگشتاش نگه می داره و همینطور شست پاشو با فاصله نگه می داره ... اگه تونستم از این حالتش عکس بگیرم می ذارم براتون

تو خواب مک می زنه

جدیدا زبونشو همش درمیاره و تفهاشم بیشتر جاری می شن

بعضی وقتها تو خواب ابروهاشو می اندازه بالا

تشک تخت پارکش به یک طرف کشیده شده بود و من گذاشته بودمش وسط بعد رفتم دیدم تا جایی که سرش رد می شده بود رفته بود لای تخت !!! یعنی دنده عقب گرفته بود

الان همینطوری که می ذاریمش حدودا چند سانت اینطرف اونطرف می ره

زورش زیاده و وقتی پا می زنه دردم میاد

پتوشو و اگه چیزی دم دستش باشه تو خواب می گیره  و پتوشو با پاش می زنه کنار

موهای من و گردنبندم که خوراکشن ... همش در حال کشیدنشونه

موقع شیر خوردن یه دستشو می زنه به کمرم همش 

و آخر شیر خوردن دستش رو باز می کنه و میاره بالا ... انگار می خواد بگه نمی خوام دیگه

موقع عوض کردنش دستاشو میاره بالای سرش و مشت می کنه انگار می خواد شعار بده

موقعی که دلشو بوس می کنم با تعجب نگاهم می کنه

به چیزهای قرمز توجه بیشتری نشون می ده

موقعی که راهش می بریم سرشو نگه می داره و به همه چیز با تعجب و چشمهای گرد شده نگاه می کنه

جدیدا یه صدایی شبیه قققق از خودش در میاره

همش با نگاهش منو دنبال می کنه ... قربونت برم کوچولوووووو

یه روز رفته بودم دندونپزشکی ... انگار فهمیدهبود که من نبودم ... وقتی اومده بودم 2 ساعت تمام داشت شیر می خورد ... و فقط می خواست من از پهلوش تکون نخورم ... عزیزم کوچولوی من ... قربونت برم ...

باباش مسئول بادگلوش هستش ...

خلاصه اینکه 2 قطره شیر می خوره و بادگلو می زنه بعدش بالا میاره و بعدشم سکسکه می کنه ... وقتی سکسکه می کنه دلش درد می گیره و گریه اش می گیره ... برای بند اومدن سکسکه اش دوباره بهش شیر می دم و اون موقع گلاب به روتون ... بعدش عوضش می کنیم و دوباره بادگلو و ....

خلاصه این سیکل تکرار می شود !!!  

خلاصه اینکه آئین جونم خیلی کوچولو و مورچه هستش و خیلی خیلی خیلی دوستش دارم ...

 


نوشته شده توسط نی نی گولو در سه شنبه 8 آبان 1386 و ساعت 03:10 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ بعد از مدتها+ پسرک 20 ماهه من + واکسن 18 ماهگی + آئین عاشق شعر هستش + ما اومدیم+ آئین ,مرد کوچک+ رزوئولا+ آئین مریض شده + عروسی+ آئین خوشگل من راه افتاده + یک سال و ۱۲ روزگی + تولد+ قرار وبلاگی + ۷ روز تا تولد+ قرار وبلاگی

صفحات: