تبلیغات
نی نی گولو - آئین کوچولوی ما داره بزرگ می شه
Lilypie 2nd Birthday Ticker

آئین کوچولوی ما داره بزرگ می شه

بازهم سلام به همگی

امیدوارم که حال همه نی نی ها خوب باشه و خوش باشن

آئین کوچولوی ما هر روز بزرگتر می شه و هر روز یه کار جدید می کنه ... کلی می خنده و اگه تو خونمون باشیم خیلی خوش اخلاقه ولی وقتی می ریم مهمونی اگه شلوغ پلوغ باشه حسابی آبروریزی می کنه .... و منم حسابی حرص و جوش می خورم ... آخه یکی نیست بگه بابا جون بچه که گریه می کنه خوب خودش خوب می شه دیگه اینقدر اظهار نظر نکنین راجع بهش

یکی می گه حتما دلش درد می کنه یکی می گه حتما گوشش درد می کنه یکی می گه حتما پشتش درد می کنه یکی می گه دیروز حموم بوده !!؟؟ لابد سرما خورده یکی می گه حتما جاش تره یکی می گه حتما گشنشه یکی می گه ....

و اون موقع هست که با هر حرفی که می شنوی باید یه دسته از موهای نازنینم رو بکنم ... آخر سر اگه کچل شدم نگین چراها

اونوقت آئین هم می بینه من اینقدر حرص می خورم دیگه کم نمی ذاره و یه روند گریه می کنه ....

همین جمعه که شب یلدا بود ... ناهار خونه خواهر شوهرم بودیم و شام خونه مامانم اینا.... البته خوب بچه ام خسته می شه از صبح بیرون بره ولی همش گریه کرد ... حالا خونه مامانم اینا هم کلی مهمون داشتن  

خلاصه اینم از شب یلدای ما

حالا از آئین براتون بگم دیروز بالاخره برای باباش هم غلت زد ... بچه ام رو تا دمرو می ذاریم ... باسنش رو می ده بالا و پاهاش رو به عقب فشار میده و می خواد سینه خیز بره انگار .... و البته با کمک باباش می ره ... باباش پاشو هول می ده به جلو و اونم می ره جلو و ما هم کیف می کنیم ...

دیگه حسابی دستشو کشف کرده و هر وقت حوصله اش سر بره دستشو میاره بالا و شروع می کنه به حرف زدن با اون ...

یه دوست جدید پیدا کرده و اونم ساعت دیواریه ..

تا حالا بهش هیچی ندادم حتی یه قطره آب ولی دلم می خواد بهش زودتر سرلاک بدم آخه خودم خیلی دوست دارم

دیگه الان از همه اسباب بازی ها خوشش میاد و حسابی کیف می کنه ..

دیشب یه کاری کرد که خیلی هیجان زده شدم ... تو پارکش بود و من رفتم بهش سر بزنم دیدم بیداره و داره پاشو می زنه به پارکش و نگاش می کنه ... خیلی جالب بود حرکتش

دیروز همش دستشو به طرف صورت من و باباش دراز می کرد و دستشو می مالید به صورتمون

حسابی خودشو سفت می کنه وقتی ورزشش می دم وقتی نوبت دستاش می شه من که دستاشو ورزش میدم خودش پاهاشو میاره بالا ... بچه ام قاطی می کنه   ... وقتی پاهاشو میارم بالا خودش پاشو هول میده به بیرون

موهاش بلند شده و کچل هم داره می شه ... نمی دونم چی کار کنم واقعا ... دیگه مو کوتاه کردن بلد نیستم آخه ... باید قشنگ دور گوشش و پشت موهاشو کوتاه کنم

خودش جدیدا یاد گرفته که همش دستشو می کنه تو موهاش و می گیرتشون

آب دهنش همش آویزونه و همش باد می کنه آب دهنشوSmiley

اینقدر بچه ام فضوله که نگو , یه بار با مامانم  و آئین رفته بودیم که من یه چیزی واسه خونمون بگیرم  و برای اولین بار به خاطر اصرار مامانم بقلش کردیم و بردیمش و تو کریرش نذاشتیمش تو مغازه فقط داشت فضولی می کرد و همه چیز رو با دقت نگاه می کرد ... قرار شد بیایم بیرون و مغازه روبرو رو هم نگاه کنیم ... از مغازه که می خواستیم بیایم بیرون پتوشو انداختیم رو سرش که باد بهش نخوره ... وارد مغازه روبرو که شدیم دیدم خوابش برده ... خیلی برام جالب بود چون اگه خیلی خیلی خوابش بیاد به این راحتی می خوابه ولی با این همه خواب آلودگی تو مغازه قبلی که بودیم چشماشو گرد کرده بود و همه چیزها رو دید می زد ..

خوب دیگه فعلا چیزی یادم نمیاد که بنویسم ... بای بای

پی نوشت : قد و وزن آئین در سه ماهگی : وزنش ۵۸۵۰ گرم و قدش هم ۶۱ و دور سرش هم ۴۰.۵ بود ولی دکتر گفتش که وزنش باید ۶۱۰۰ باشه ولی کمتره Smiley

راستی ما موهای آئین رو خودمون کوتاه کردیم البته تو بیداری  دور گوشش رو بابایی زد و پشت سرش رو هم من کوتاه کردم Smiley


نوشته شده توسط نی نی گولو در دوشنبه 3 دی 1386 و ساعت 03:12 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ بعد از مدتها+ پسرک 20 ماهه من + واکسن 18 ماهگی + آئین عاشق شعر هستش + ما اومدیم+ آئین ,مرد کوچک+ رزوئولا+ آئین مریض شده + عروسی+ آئین خوشگل من راه افتاده + یک سال و ۱۲ روزگی + تولد+ قرار وبلاگی + ۷ روز تا تولد+ قرار وبلاگی

صفحات: