تبلیغات
نی نی گولو - حالا حرفهامو بگم
Lilypie 2nd Birthday Ticker

حالا حرفهامو بگم

سلام ....Smiley

من نمی دونم که بالاخره آئین چی شده بود .... کولیک با یا یه چیز دیگه .... آخه بعضی وقتها هم تو پوشکش خون بود ... حالا آزمایش ادرار دادیم و امروز جوابشو می گیریم ولی سونوگرافی نرفتیم ... Smiley

آخه خدا رو شکر خیلی کمتر شده جیغ زدنهاش و همین موضوع هم باعث شد که دیگه دکتر نبردیمشSmiley

دیروز آئین رو یه مهمونی شلوغ برده بودیم ... بیچاره گیج شده بود و کلافه .... Smileyاولش که تا میومدم بخوابونمش یه بچه جیغ می زد و حسابی کلافه شده بود ... تا میومد شیر بخوره اون بچه جیغ می زد و آئین هم بر می گشت ببینه صدای چیه ... آخه نه اینکه فضولم هستش

حالا از این موضوع بگم براتون که دیگه حسابی از حموم کردنش می ترسم .... اصلا بلد نیستم چه جوری حمومش کنم ... بدجوری تو حموم وول می خوره .... موقع لباس پوشیدن که نگو قشنگ خودشو بلند می کنه

عین یه کرم کوچولو می مونه همش خودشو قر می ده و می خواد پاشه ... Smileyموقع عوض کردنش که نمی دونین چقدر خودشو قر می ده .... صد بار باید این چسبهای پوشک رو باز کنم ببندم تا خیالم راحت شه که پس نمی ده

هر کس دیروز آئین رو می دید می گفت شبیه باباشه .... البته همه همین رو می گن ... فقط می گن که موهاش به من رفته و چشمهاشم شبیه چشمهای خاله اش هستش .... با این حال به نظر من آئین خیلی خیلی شبیه برادرمه ... و فقط وقتی خوابه شبیه باباشه ولی وقتی بیداره شبیه برادرمه .... ولی خوب تقریبا هیچ کس بهم نگفته که شبیه منه !! حالا باید یه عکس از بچگی هامون براتون بذارم تا شما هم نظرتون رو بگین

راستی بابای آئین متخصص در خوابوندنشه و سریع می خوابونتش ولی اگه من بخوام بخوابونمش خیلی بیشتر طول می کشه .... در ضمن حسابی هم برای به حرف آوردن آئین وارده و این موضوع رو کشف کرده که اگه باهاش شمرده حرف بزنیم و دستمون رو هم تکون بدیم حتما جوابمونو می ده Smiley

راستی آئین دو سری هم سوغاتی گرفته یکی از پدرجونش (پدر شوهرم ) که براش دو تا کاپشن از کره آورده و یکی هم از عمه کوچیکش که براش از مکه یه بلوز شلوار و جلیقه آورده ... دستشون درد نکنه

آهان اینم بگم که کلا روابط آئین با خاله اش و با بابای من و با دختر عمه کوچیکش خیلی خوبه و امکان نداره براشون نخنده

آئین کلا وقتی وارد خونمون می شیم کاملا متوجه می شه که وارد جای قبلی شدیم و احساس می کنم که احساس راحتی می کنه Smileyو تو جای جدید هم حسابی فضولی می کنه

البته تا حالا چند بار این اتفاق افتاده که مهمونی رفتیم  و تو کریرش خواب بوده ما هم در نیاوردیمش و رفتیم سراغ کارهای خودمون و دیدیم وقتی بیدار شده بغض کرده Smiley.... نمی دونم یعنی وقتی جای دیگه هست فکر می کنه ما نیستیم !؟!؟ یا غریبی می کنه !؟!؟ یا از تنهایی خوشش نمیاد

خوب آئین بیدار شد فعلا بای بای

 


نوشته شده توسط نی نی گولو در شنبه 22 دی 1386 و ساعت 11:01 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ بعد از مدتها+ پسرک 20 ماهه من + واکسن 18 ماهگی + آئین عاشق شعر هستش + ما اومدیم+ آئین ,مرد کوچک+ رزوئولا+ آئین مریض شده + عروسی+ آئین خوشگل من راه افتاده + یک سال و ۱۲ روزگی + تولد+ قرار وبلاگی + ۷ روز تا تولد+ قرار وبلاگی

صفحات: