تبلیغات
نی نی گولو
Lilypie 2nd Birthday Ticker

سلام به همگی ... الان ساعت 7 صبح هستش و من تصمیم گرفتم به جای گریه کردن بیام بنویسم

راستش تو پست قبلی که دیروز نوشتم الکی ادای آدمای قوی رو درآوردم .... اصلا همش دیروز داشتم نقش بازی می کردم ... شایدم چون سرم شلوغ بود واقعا حالیم نمی شد ... شایدم چون هنوز داروی آئین رو بهش نداده بودیم اینقدر بهم فشار نمیومد

آخه داروش یک محلول ساختنیه و دکتر مدنی گفتش اینو باید یه جای معتبر بخرین و خودش یه داروخانه تو ستارخان آدرس داد ... ما هم که خونمون اصلا ربطی به اونجا نداره ... خلاصه اینکه اون شب که از دکتر اومدیم که ساعت 10 شب بود نرفتیم و دیروز بابایی رفتش خرید و ما از دیشب شروع کردیم به دادن دواش

داروش رو باید با آب قند بهش بدیم هر 8 ساعت 2 سی سی با حدود 20 سی سی آب قند ...

آئین هم که جدیدا شیشه نمی خوره ... دیشب تا 10 وایسادیم تا مامانم بهش داد ... اصلا گریه نکرد ...فقط دهنشو می بست که نخوره ولی نوبت بعدی اش که امروز صبح بود رو خودم دادم .... همش گریه کرد ... نمی دونم بهش بد دادم یا اینکه چون از خواب بیدارش کرده بودیم اینطوری کرد ...

خلاصه اینکه با هر بار دارو دادنش منم یک دلی از گریه درآوردم ...

همتون مادر شدین و می دونین که چقدر سخته وقتی آدم می بینه بچه اش یک تب کوچک می کنه .... اصلا نمی تونم از فکر این سنگ کلیه بیام بیرون ... مگه بچه به این کوچیکی سنگ کلیه می گیره ... اصلا اگه ارثیه چرا من نگرفتم از عمه ام !؟!؟ چرا بابام نشده !؟!؟ چرا آئین باید بشه !؟!؟  اونم دوتا کلیه اش ؟!!؟ اصلا مگه چقدر کلیه داره !؟!؟

می دونین چیه از هر چی سنگه متنفرم ... از سنگ ساختمون از سنگ بنا از کف سنگ از سنگ تو باغچه از سنگ کلیه

از دیر.ز هر بار که گریه می کنه دلم می ریزه پایین می گم نکنه درد داره که گریه می کنه ... نمی دونم اصلا چی کار کنم ...

از طرفی نمی خوام بقیه هم ناراحت شن ... سعی می کنم جلوی کسی گریه ام نگیره ... می دونم شما ها رو هم ناراحت کردم ... ببخشید ...

می دونین چی بیشتر از همه ناراحتم کرده !؟!؟ اون شب تو دکتر یه خانم با دختر 12 سالش بود گفتش که این از 3 سالگی سنگ کلیه داشته و هنوزم داره میاد و هنوزم داره محلول می خوره .... و هر ماه هم می ره آزمایش می ده و میاد دکتر چک آپ ...

دکتر بهش گفته بهش چیپس و پفک نده .. خودت تو خونه براش چیپس درست کن به جای نمک بهش آبلیمو بزن ... باید روزی 10 تا لیوان آب بخوره هر روز ... نباید غذای نمک دار بخوره ...

این چیزها خیلی ناراحتم کردش ... آخه من خودم خیلی شکمو هستم و عاشق همه چیزای خوردنی ... اون وقت اصلا دلم نمیاد که هیچی ندم به آئین بخوره ... البته چیپس و پفک که واقعا برای بچه ها خیلی بده و واقعا آشغاله ولی فکر می کنم مثلا آئین بره مدرسه همه از این چیزها می خورن اون باید نگاشون کنه ...

ای کاش یه چیزی بود که دیگه هیچ وقت کلیه اش سنگ نمی ساختش .... حالا به قول خاله هام علم پزشکی همش داره پیشرفت می کنه از الان نمی خواد غصه سالهای دیگه رو بخوری شاید تا اون موقع یه چیز جدید اومد ... ولی این فکرها منو ول نمی کنن

از دکتر پرسیدم باید تا کی بخوره گفتش باید بخوره این محلولو دیگه ...

راستی گفتش کمبود وزنش هم به خاطر همینه ... داروشو که شروع کنین بهتر می شه ... البته بهش سرلاک هم داد ... حالا می خوام از امروز بهش بدم ... نمی دونم چرا از سرلاک شروع کرد ... آخه معمولا از لعاب برنج شروع می کنن ... ولی خوب من تصمیم گرفتم هر کاری این دکتره می گه انجام بدم بدون چرا و اما ... آخه دکترش خوبه و مطمئنه

دکتر مدنی دکتر پسرخاله ها و دختر خاله و پسردایی های من بوده ... البته من خودم هم چند دفعه پیشش رفته بودم وقتی بچه بودم .... همه ازش خیلی تعریف می کنن ... استاد دانشگاه هم هستش ... استاد دخترخاله ام هستش

از شوهر عمه آئین هم که پرسیدیم گفتش دکتر خیلی خوبیه و خیلی هم معروفه ..

حالا دعا کنین که آئین شیشه بگیره وگرنه من چه جوری بهش این داروها رو بدم ....

مامانم همش می گفت فکر نکن که داری بهش دوا می دی ... فکر کن بچه ات شیر خشک می خوره و باید همش براش پاشی شیرخشک درست کنی و بهش بدی ... ولی مگه می شه !؟!؟!؟

دکتر گفته هفته دیگه باید دوباره ببریمش پیشش ... امیدوارم تا هفته دیگه یه کم وزن گرفته باشه ...

آهان راستی آئین اصلا تو بیداری شیر نمی خوره و فقط وقتی خوابه شیر می خوره ... به دکتر که گفتم گفت عیب نداره همون تو خواب بهش شیر بده ...

مرسی که بازهم به حرفهای من گوش کردین .... می دونم پست خوبی نبود ... حالا قول می دم از دفعه دیگه از کارهای آئین بنویسم ... آخه بچم کلی کار جدید می کنه

فعلا خداحافظ


نوشته شده توسط نی نی گولو در سه شنبه 9 بهمن 1386 و ساعت 07:01 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ بعد از مدتها+ پسرک 20 ماهه من + واکسن 18 ماهگی + آئین عاشق شعر هستش + ما اومدیم+ آئین ,مرد کوچک+ رزوئولا+ آئین مریض شده + عروسی+ آئین خوشگل من راه افتاده + یک سال و ۱۲ روزگی + تولد+ قرار وبلاگی + ۷ روز تا تولد+ قرار وبلاگی

صفحات: