تبلیغات
نی نی گولو - سلام آئین ۴ دندونه شد
Lilypie 2nd Birthday Ticker

سلام آئین ۴ دندونه شد

سلام به همه دوستای خوبم

دیدین گفتم آئین به شدت افتاده رو دور دندون درآوردن ول هم نمی کنه ... فسقلی ما 4 تا دندون داره الان دوتا پایین و دوتا بالا ... البته اینو به همتون بگم که دعا کنین بچه هاتون هر چی دیرتر دندون دربیارن چون از گازهای وقت و بی وقتشون در امانین ... می دونین من از کجا فهمیدم که دندونای بالاش هم داره در میاد ... آخه اصلا معلوم نبود ولی بهداز ظهر روز 27 فروردین آئین چنان گازی منو گرفت که فقط تونستم جیغ بزنم ... با خودم فکر کردم که یعنی با دندونای پایین و لثه های بالاش اینطوری گاز گرفته !؟!؟ بعدش دست زدم به دندونای بالاش دیدم بله فسقلی ما دندونش داره درمیاد و یه کوچولو زده بیرون دندون پیش بالا اول سمت راستی دراومد و فرداش هم سمت چپی ...

الهی بمیرم می دونین که می گن دندون درآوردن خیلی سخته و اگه مادر بدونه که چه دردی بچه اش موقع دندون درآوردن می کشه خودشو می کشه ... ولی پسر من خیلی آقا بود وزیاد بی قراری نمی کرد ... البته تو این یه هفته اخیر خیلی بیشتر نق می زنه و همش می گه بقلش کنم ... فکر کنم به خاطر دندوناشه .... تازه آب دهنش هم حسابی غلیظ شده فکر کنم می خواد باز هم دربیاره ...

مامانم می گه از همه دندونا سخت تر دندون نیش بالا هستش که فکر کنم نیش می شه سومین دندون ... آئین دومین دندوناش دراومده ...

کلا هم می گن که دندونای بالا سخت تر از پایین هست ..

آئین از 28 فروردین یه چیزی شبیه ماما می گه البته بیشتر در حالت گریه کردن استفاده می کنه ... ولی فکر کنم منظورش همون ماما هستش خیلی آدم ذوق می کنه وقتی می گه ماما ... بعضی وقتها هم فقط می گه ما ... خلاصه اینکه باباش هم حسودیش شده حسابی ...

همچنان بد غذا می خوره .... و تنها چیزی که بهش می دیم و دهنشو برای قاشق بعدی باز می کنه موز هستش که خیلی با لذت می خوره البته موز رو سه روزه که بهش می دم ولی هر دفعه با میل خورده

خیلی زور داره که آدم با این همه زحمت و عشق به اینکه بلکه یه قاشق از این غذا رو بخوره غذا رو درست می کنه آخرش هیچی به هیچی ... تازه بالا هم میاره ...

ولی من هم که روم کم نمی شه وهرروز براش درست می کنم ... دیروز که حسابی اعصابم خورد شده بود از صبح تا عصری براش سوپ پوره هویج سرلاک حریره بادوم فرنی درست کردم ولی حتی یک دونش رو هم لب نزد حتی یه قاشق هم نخورد تا بالاخره رفتیم خونه مامانم اینا اونجا موز بهش دادم خورد و باز هم براش پوره درست کردم نخورد ... اصلا نمی دونم چی کار کنم باهاش ...

آخه بدبختیش اینه که من خودم خیلی خوش غذام و همه چیز رو می خورم ... باباش هم همینطور ولی نمی دونم آئین به کی رفته ... شایدم الان به خاطر دندوناش نمی خواد بخوره

الهی قربونش برم یه بار بهش هویج دادم وقتی تو دهنش کرد اونقدر ذوق کرد و بهم خندید و تشکر کرد که نگو

راستی براتون بگم که آئین خیلی بچه مودبی هستش می دونین برای چی !؟!؟!؟ چون تا وقتی که دو نفر بزرگتر دارن حرف می زنن فقط نگاهشون می کنه و هیچی نمی گه ولی وقتی که بهش نگاه می کنن و باهاش حرف می زنن جواب می ده و ذوق می کنه ... به این می گن یه جنتلمن واقعی !! مگه نه |!؟!؟

در ضمن خیلی حرفهای پیچیده تری می زنه مثلا می گه قیگیو

در مورد قرار وبلاگی ... به نظر من اگه وسط هفته باشه بهتره چون بیشتر ماها برای آخر هفته باید بریم اینور اونور درنتیجه ممکنه یه سری نتونن بیان ... البته نظر شخصیه منه و آیدا جون هم گفتش که قرار رو تو پارک بذاریم بهتره منم با نظرش موافقم و پارک نیاوران یا پارک ملت رو پیشنهاد می کنم ... حالا پست بعدی رو در مورد قرار وبلاگی می ذاریم و یه نظر خواهی هم می کنیم ... فکر کنم آیدا جون هم همین پست رو بذاره


نوشته شده توسط نی نی گولو در شنبه 31 فروردین 1387 و ساعت 02:04 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ بعد از مدتها+ پسرک 20 ماهه من + واکسن 18 ماهگی + آئین عاشق شعر هستش + ما اومدیم+ آئین ,مرد کوچک+ رزوئولا+ آئین مریض شده + عروسی+ آئین خوشگل من راه افتاده + یک سال و ۱۲ روزگی + تولد+ قرار وبلاگی + ۷ روز تا تولد+ قرار وبلاگی

صفحات: